گفتگو با مردی که کابوس وهابیت شد + بخش دوم

گفتگو با مردی که کابوس وهابیت شد + بخش دوم

به گزارش اویس، متن پیش رو بخش دوم گفتگوی اویس با آیت الله سید کمال حیدری مردی که وهابی ها برای شکست دادن او در مباحث علمی جایزه میلیونی قرار دادند می باشد. در این گفتگو آیت الله حیدری به تبیین مبنای فکری و اعتقادی خویش پرداختند

بخش اول گفتگو را در اینجا مطالعه کنید

سوال توسط یکی از حاضرین: در اینجا علم رجال چه نقشی دارد؟

جواب استاد: این علم رجالی که الان هست خیلی بدرد بخور نیست. در علم رجال شما باید برید سند رو واقعا یک قرینه قرار بدید ببینید اگر سند خیلی اعلایی شد و اون وسائط عالم بودند، حافر بودند، تقی بودند، یقینا این‌ها خیلی کوشش می‌کردند وقتی می‌خواستند روایات رو نقل کنند تا حد امکان روایت رو دقیق نقل کنند. اما وقتی سراغ سند روایت می روید می بینید که راویان آن از درجه اعتباری کمی برخوردارند و یا مرتبه ثقه بودن آنان مرتب در حال نزول است.

پس ببینید این‌ها یک اعتباراتی میده که شما هی جمع قرائن کنید. اگر سند قوی‌تر شد بهتره؛ اگر واسطه‌ها کم‌تر شد بهتره… نه این‌که و قال فلان، روایت الصحیح… تموم شد، کانه آیه نازل شده. این‌طور نیست. والّا اگر این‌طور باشه چرا این‌قدر روایات صحیحه ما باهم متعارضند. چرا این‌قدر تکادب دارند. و همه هم صحیح است، همه هم معتبر است. شما در هر باب فقهی وارد بشید مگه روایات صحیح متعارض کم دارید؟ لذت این‌جا شیخ طوسی در مقدمه تهذیب شون اشکالی رو ذکر می‌کنند. میگن این اشکالی است. شیخ طوسی در مقدمه تذهیب، صفحه اول تذهیب میاره. برید مطالعه کنید. میگه این اشکالیه که خیلی از بزرگان مکتب اهل بیت ترک مذهب کردند. این اشکال چیه؟

شیخ طوسی می‌فرمایند روایات ما متعارض است. اصلا باب تعارض برای وجود تعارض نوشته شد. سوال: منشا این تعارضات اهل بیت‌اند یا روات؟ روات. چون اهل بیت معصوم‌اند و مبنای کلامی اجازه نمی‌ده این تعارضات رو به اهل بیت نسبت بدیم. پس اگر روات روایات غیرمتعارض رو برای ما متعارض نقل کردند پس این‌ها خوب نمی ‌فهمیدند. پس این‌ ها به طور دقیق روایات را ضبط نمی کردند ‍پس نمیشه به این‌ ها اعتماد کرد. پس شما دو راه دارید یا این‌که روات رو کنار بگذارید که دیگه حدیث ندارید یا اینکه روایات اهل بیت رو کنار بگذارید که مبانی کلامی بهتون اجازه نمی‌ده. واقعا مشکل بغرنجیه. این اشکال رو اهل تسنن ندارند چون معتقد به عصمت اهل بیت نیستند. شما یا باید این روایات متعارض رو به ائمه اهل بیت نسبت بدید که باید از عصمت دست بردارید یا نسبت بدید به روات. پس این‌ها خوب می‌فهمیدند یا نمی‌فهمیدند. لااقل وعظ در روایت نداشتند و الا اختلاف نمی شد. پس شما باید یک منبع اصلی داشته باشید تا روایات تقیه و نقل به معنا و زیاده و نقیصه و صد افت دیگر، یک مصدر داشته باشی تا به اون عرضه کنی، با اون مقایسه کنی؛ همون مبنایی که بنده دارم.

خیلی از روات یا اهل تسنن بودند، یا مستبصر بودند یعنی سنی بودند شیعه شدند. این هم در اختیار معرفت الرجال کَشی هست برید مراجعه کنید که میگه چرا شما از اهل تسنن روایت نقل می ‌کنید. با این‌که از علمای اهل سنت بوده. این‌ها بعضا علمای اهل سنت بودند خدمت امام صادق امدند روایت گوش کردند. ولی از تسنن دست برنداشتند. لذا الان شما می گید سکونی فقه است و لکن شیعه نیست. به چه دلیل احتمال نمی دید ایشون اشتباه نکرده و روایات اهل سنت رو به اشتباه به امام صادق نسبت نداده؟

شما ۱۰هزار روایت حفظ کنید یقینا چندتا اشتباه این بین رخ می‌ده. روایت رو نگاه می کنید می بینید اصلا در روایات اهل‌بیت نیست بحث می کنید متوجه می شید شاگرد اون ‌طرف بوده. یعنی این‌ها روات مشترک بودند. هم از این‌جا روایت نقل می‌کردند هم از اون‌جا.

بعضی هم اساسا متعمد بودند که بنده در کتاب الموروث الروایی بیان نموده ام . این‌ها رو بیان کردم. اصلا کسانی بودند قصد تخریب اهل‌بیت رو داشتند. نمی‌توانستند روایات دروغ به امام صادق نسبت بدهند. دو سال پای درس امام صادق می‌نشستند تا بعدا وقتی روایتی نقل می‌کنند بگن بله این‌ها شاگرد امام صادق بودند. اون وقت اگر می گفتند قال الصادق مردم باور می‌کردند و می ‌گفتند بله شاگردشونه. ما رفتیم دیدم بله این‌ها چندتا تیم بودند که کارشون همین بوده. یک سال دوسال خدمت ائمه می‌رفتند روایت می‌شنیدند بعدا هر روایتی می‌خواستند جعل می‌کردند بر زبان اهل بیت و مردم و حتی شیعیان باور می‌کردند و می‌گفتند ما دیدیم ایشون سه سال درس می‌اومدند.

الان فقط یک راه می‌مونه که این روایات رو تمیز بدیم. ما غیر از قرآن راه دیگه‌ای نداریم. بنده میگم راه تمیز روایات صادره از روایات  غیرصادره در منظومه ما غیر از قرآن راه دیگه‌ای نداریم. شما راه دیگه‌ای نشون بدید به ما.

سنی ‌ها رفتند به سمت سند. شما ببینید اخیرا البانی و شُعیب أرنؤوط و محمد شاکر و این بزرگانشون هی به سمت سند. اصلا از قرن چهارم و پنجم رفتن به سمت سندات بلکه بتونن جلوی روایات مجهوله و اکاذیب و … رو از طریق سند بگیرن. شما میدونید مسند احمد بن حنبل ایشون ادعا می‌کنه من ۳۵هزار روایت مسند رو از ۷۵۰ هزار روایت انتخاب کردم. ببینید چقدر روایات مجهول بوده که ایشون تونسته بعد از سی سال کار از هر ۲۰ روایت یک روایت انتخاب کنه. حالا جالب اینه که در همین مسند احمد ۵هزار روایت از ابوحریره است. حالا دیگه حساب کار دستتون بیاد. تازه بعد از بررسی ایشون به این گرداب افتاده. دیگه ببینید وضعیت چی بوده. گمون نکنید این مال سنی‌هاست. من براتون ثابت می‌کنم که در روایات ما هم همین مجهولات و مکذوبات و اسرائیلیات بوده. راهش چیه؟ یکیش همین روات مشترک است.

اون ‌ها اصلا دشمنی داشتند با اهل بیت و می‌خواستند خرابشون کنند. چطور خرابشون کنند؟ می تونستن بگن آقا این‌ها سلوکشون این‌طوره، این‌ها اخلاقشون این‌طوره، این‌ها بی‌دینن؟ والله نمی‌تونستن. اگر می‌تونستن می‌گفتن. از چه راهی اومدن خرابشون کنن؟ گفتن « ما خَلا شیعتنا کلهم اُولاد الزنا» حالا هر مسلمونی این حرف رو گوش کنه میاد سمت اهل‌بیت یا نه؟ میگه وقتی به من نسبت زنازاده میده من کجا بیام. نه تنها سمتت نمیاد بلکه اگر بتونه سرتو می‌بره. چنانچه داعش داره این کارو می‌کنه. چون در روایات شما اومده ما خلا شیعتنا… خوب این در کافی اومده، در جاهای دیگه نیومده.

این‌ها در کافی که اخباریون معتقدند روایاتش نه تنها صحیح که قطعی و متواتر است اومده. علامه مجلسی می‌گه همش معتبره. هیچ روایت ضعیفی توش نداره. بردید مرأت العقول جلد اول  صفحه ۲۲ رو نگاه کنید میگه آقای مجلسی شما که معتقد هستید روایات کافی همه‌ی اونها اصولاً و فروعاً و روضتاً اینها… من الاصول المعتبره پس چرا مرأت العقول را نوشتید که بگید صحیح و حسن و موثق و ضعیف و مجهول. این که متناقض اونه.

من هم حمل بر صحت می‌کنم میگم خب نخوندن که عموما هم همین‌طورند. اقا شما چطور میگید علامه مجلسی میگه همه‌ی این‌ها معتبرن. خود ایشون در مرات العقول روایات صحیح و حسن و موثق و مجهول و ضعیف رو دسته بندی کرده. خودش در مقدمه جلد اول صفحه ۲۲ میگه همه‌ی روایات معتبره و من اگر صحیح و حسن و معتبر کردم در مقام تعارض بین روایات این مقدم بر این میشه. والا همش معتبره.

اگر شما دیدید در باب تکبیره الاحرام یک روایت میگه این کار، یک روایت میگه این‌کار در مقام تعارض این‌ها مقدم و صحیح و … است. من ضعیف رو کنار نمی‌گذارم فقط عندالتعارض صحیح رو بر ضعیف مقدم می‌دونم. اما روایت ضعیفی در کافی هست ولکن معارضی نداره پس میگه معتبره. این مبنا خیلی مشکل داره. ابدا بر قران عرضه نمی‌کنند. علامه مجلسی قائل به تحریف قرآن است. البته اقایون قبول نمی‌کنند ولی شواهد زیادی وجود دارده و ایشون تصریح دارند که قرآن ۱۷۰۰۰ آیه بوده است

البته اقایون قبول نمی‌کنند ولی شواهد زیادی وجود دارده و بلکه تصریح دارند که اساسا قرآن ۱۷۰۰۰ آیه بوده و الان ۶۰۰۰ آیه است.

من نمی‌گم شاگردان معتمد ائمه اسرائیلیات رو جعل کردند. دشمنان این کار رو کردند. روایت معتبر داریم از امام  رضا إنّ اعدائنا وضعوا فی روایاتنا کذا و کذا و کذا. اعدائنا یعنی کسانی که یا دشمنی فکری با ما داشتند یا دشمنی سیاسی؛ می‌خواستند اهل بیت را از چشم مسلمان‌ها بیندازند.

اگر می‌گفتند این‌ها فاسق و فاجرند کسی از آن‌ها قبول نمی‌کند. ان‌ها در زمان خودشون افضح الناس بودند. پس چه راهی می‌مونه؟ از نطر علمی، بگن آقا، ائمه میگن مسلمان‌ها همه اولاد الزنا هستند. والله خدا می‌داند حرف من این بوده. من می‌خواستم مکتب را از این جهالات برهانم.

جواهر جلد بیست و دوم صفحه ۶۴ میگه آقا مخالفین ملحق‌اند نه به کفار بلکه به مشرکین. استفاده من الروایات علی سبّهم و لعنهم و شطمهم و انهم مجوس هذه الامه و اشر من النصاری و انجس من الکلاب. این روایت مال صاحب جواهر است و بزرگان دیگر هم همین روایت را نقل کرده‌اند.

حالا اگر از صاحب جواهر بپرسی این را از کجا آوردی میگه روایت. حالا بینک و بین الله ایا این روش منطق اهل بیت بوده که با مسلمان‌ها با این منطق صحبت کنند. منطق انجس من الکلاب؛ منطق سبّهم و لعنهم و شطمهم و نه اصلا تهمت بهشون بزنیم؛ باهتوهم… روایت معتبر است در کافی. و عموما مستند میشن به این روایت.

حالا چکار کنیم لااقل آن‌ها سوء استفاده نکنند؟ در زمان ما که زمان ارتباطات است این حرف بی‌معنا ست. من بگم یا نگم این حرف‌ها همه‌جا پخش شده. شما چون اون کلام‌ها رو نمی‌شنوید، اون پایگاه‌ها رو نمی‌رید، اون سایت‌ها رو نمی‌رید گمون می‌کنید اون‌ها نمی‌دونند.

همه‌ی این‌ها پخش شده؛ بلکه پایان نامه‌ها نوشته شده. حتی حرف‌هایی که خطبای ما روی منبر گفتند جمع کردند و دارند پخش می‌کنند. ما یک راه داریم و اون این‌که خودمان خانه‌تکانی را انجام بدیم ، چون اگر دست ان‌ها بدیم می‌خوان کل خانه را ویران کنند.

اما ما می‌دانیم که کدامش خراب است و کدامش درست است و بنده این را شروع کرده‌ام. اگر فردا آن‌ها گفتند شما می‌گید در بخاری یا اصول حنبل ما این جور بی‌احترامی شده خوب در تفسیر قمی شما هم این هست. خب از اول راه رو بسته باشید و  بگید آقا کی گفته ما تفسیر قمی را قبول داریم؛ خیلی از روایات تفسیر قمی از اسرائیلیاتی است که از طبری و امثال اون اومده.

لذا من از اول گفتم باب الاجتهاد باز است و لذا شیخ مفید فرموده بالای سر که فرموده نظر امام صادق نیست و حرف خودش رو فرموده. شما وقتی شیخ طوسی یک مطلبی را بیان کرده   الان فرض کنید به آقای خویی بگید آقا این مبنای اصولی که اوردید اعراض العلما کاسر نیست، عمل العلما جابر نیست، این خلاف رو نشون میده برای خودش مشروع بوده. ایشون نظرش رو گفته من هم نظرم رو میگم.

هم رجال و نحن الرجال. خب چرا در کلام شما درها رو بستی؟ خب این حرفها حرف‌های کیه؟ حرف‌های مفید و طوسی و مرتضی و صدوق. پس بیاید بحث کنیم. پس اصل دوم اینه.

اصل سومی که بنده در عموما بحث‌هام گفتم و چندین بار هم تکرار کردم این که اساسا خیلی، ان لم اقل اکثر بل اکثر الاکثر این حرف‌هایی که از بنده پخش شده هیچ اساس عینی ندارد. یعنی این حرف‌هایی که از بنده پخش شده یا این‌که نقل کرده بودم برای اینکه این مطلب رو رد کنم؛ اون شبهه رو نقل کردم و جوابش رو دادم.

یا اینکه حرف دیگران بوده و بنده داشتم نقل می‌کردم؛ یعنی تئوری بوده و بنده داشتم نقل می‌کردم. یا اینکه بینی و بین الله مطلب درسته و باید مقدمات و نوافلش رو کنار هم بگذاریم مطلب درست میشه، اما وقتی یک جمله، یک دقیقه یا دو دقیقه برمی‌دارید از اونجا میکشید بیرون مطلب خراب میشه.

حالا من چندتا مثال برای شما می‌زنم. مسئله ولادت امام زمان که خیلی مانور دادند؛ حالا هم اهل تسنن، هم وهابیت، هم الحمدلله رب العالمین شیعیان خودمون که گفتند ایشون منکر ولادت امام زمان شده.

خب حالا بحث ما چی بود این که کتابی نوشته شده «المهدی المنتظر فی روایاه المدرستین» یک پایان‌ نامه ‌ی دکتری ست در بغداد هم نوشته شده. ایشون اومده کل روایات امام زمان رو بررسی کرده؛ نه مهدی الشیعه نه کل روایات اهل تسنن و کتب شیعه.

به این نتیجه رسیده که لا مهدی الا عیسی. اصلاً بحث این نیست که پسر امام حسن عسگری هست یا نیست، زنده هست یا نیست، اصلا میگه این تئوری باطل و خرافه است، دروغه. این همون حرف ابن خلدون است. پایان نامه ۵۰۰ صفحه ای.

حالا تارسیده به کجا. کتاب‌های اهل شیعه. یعنی کتاب های مکتب اهل بیت. ایشان بررسی کامل کرده. بحار چند تا روایت آورده ، کافی چند تا روایت آورده ، مظفر چند تا روایت آورده ، آن هایی که میخواستند ولادت امام زمان را ثابت کنند ازراه حدیث. ایشان … روایته… نمی خو اهم

بگویم درسته. روایت گرفته و بر مبانی خود آقای خویی میگه روایت ضعیفه. شما چه طور میخواهید عقیده درست کنید بر اساس روایات ضعیف و سند ندار؟

ما آ نجا گفتیم پس اگر ما بخواهیم برویم سمت روش سندی آقای خویی که پس چیزی برای ما می مونه؟ نمی مونه. منکر شدند . کانّه پس ما یک راه داریم برای اثبات …

بینی و بین الله اگر فردا علمای دیگر شیعه بروند روش آقای خویی… هر چند خیلی ها قبول ندارند روش آقای خویی را در سند. خوب پس ما باید منکر امام زمان بشویم. چه منطقیه؟

بله شما حق دارید از من بپرسید آقای حیدری شما معتقد هستید متولده؟ میگم بله آقا بنده کتاب نوشتم لیکن نه از روش سندی آقای خویی حق دارم یا ندارم. وقتی شما میآیید این یک مقطع رو میگذارید که آقا بر مبانی سندی لا یمکن اثبات … تکرار میکنم، مبانی سندی آقای خویی… نمیشه آقا.

شما حق دارید اگر فنی بودید… اگر علمی بودید، مغرض و مریض نبودید می گفتید نه آقا ما بر همان مبانی آقای خویی سندی می توانستیم ولادت را هم … من میگم آقا نمیشه شما میگید چی میشه. میشه دیگه آقا تموم شد، بحثی نداره که. تهمت نمیخواد که.

خب آقای حیدری شما معتقدید… بله آقا معتقدم. چه روشی. این دیگه فتوا نیست که من بگم چه روشی. باید بشینیم بحث کنیم بگم آقا این روش. امکان داره جنابعالی هم بگین من این روش را قبول نداریم. خوب میگیم روش سوم.

مسئله عصمت اهل بیت. آقای حیدری شما قبول دارید؟ آقا شما برید مراجعه کنید بنده قبل از ۲۰  ۲۱ سال کتاب العصمه رو نوشتم. الآن که ننوشتم. تا الان هم داره چاپ میکنم و پخش می کنم کتاب را. پس معتقدم به عصمت یا معتقد نیستم؟IMG_2987

بله اگر کسی بیاد بگه آقای حیدری شما بر چه اساسی معتقدید به عصمت اهل بیت(ع)؟ امکان دارد بنده بگم حدیث الثقلین دلالت بر عصمت ندارد. این معناش انگار عصمت اهل بیته یا این راه نتیجه نمیده؟ کدوم؟ این راه نتیجه نمیده.

آن وقت حق دارید سؤال کنید. شما منکرید؟ میگم نه . میگه از چه راه؟ بنده نمی خواهم اسم ببرم. یکی از بزرگان سؤال کرد. گفتم شما معتقدید به عصمت اهل بیت؟ گفت بله. گفتم بر چه اساس؟ قرآن؟ گفت ابدا. هیچ آیه ای ما در قران نداریم که عصمت اهل بیت را اثبات کند. گفتم پس آیه تطهیر و اولی المر و کونوا مع الصادقین…؟ گفت هیچ کدامشان دلالت ندارد. در کتاب هایش هم نوشته است. گفتم بر چه اساس میگی؟ گفت حدیث ثقلین دلالت دارد. کافیه برای اثبات عصمت اهل بییت.

پس ببینید آقا … پس اگر یکی آمد گفت این روش باطله معناش این نیست که معتقد نیست. این مغالطه ای است که این آقایون دارن انجام میدن. که ما اگر یک روش را باطل کردیم یعنی نتیجه اش چیه؟ اعتقاد نداریم!! با این که هیچ ملازمه ای نداره.

به تعبیر آقایون دیگه، فنی، این لازم اعمّ است. این روش باطله… روش دیگه. این یکی از مغالطه هایی که انجام دادند. ما آمدیم در آیه تطهیر که یکی از سؤالات شما هم بود گفتیم آقا این ها دارند اشکالات جدیدی مطرح میکنند و آن اشکالات را بنده جواب دادم و لیکن اشکال را نقل کردند… جوابش رو…

آیه تطهیر را ما مفصل بحث کردیم که آقا با چه روشی ما می توانیم از این استفاده کنیم. ضبط شده. ۲ ساعت ۲ ساعت و نیم. همین دو مشکل را داشتند. آیه تطهیر و مسئله امام زمان.

ما بحث کریم گفتیم این ها اشکالات جدیدی دارند مطرح می کنند. اشکالات سابق نیست. الان ببینید… شما به چه دلیل دست از سیاق آیات برمی دارید؟ با این که این ایه یا این مقطع اصلا آیه نیست. میدونید که کجاست. این مقطع از آیه است. «وَ قَرْنَ فی‏ بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّهِ الْأُولى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلاهَ وَ آتینَ الزَّکاهَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیرا»  درسته؟ پس یک مقطعه.

آقاصدر آیه مربوط به نساء النبیه. آیه بعدی مربوط به نساء النبیه. آیات قبلی مربوط به….شما بر چه اساسی میگویید این مقطع مربوط به نساء النبی نیست؟ جوابتون چیه؟

تا این که رسیدن به این اشکال چی میگن؟ میگه انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت، شما میگید ضمیر جمع مذکر سالم که کُم هست این رافع النسائه یا شامل الرجاله؟ کدوم؟

شامل الرجال… پس نساء رو خارج نمیکنه که میگید نساء النبی وارد نمیشه. آیه عَنکُم گفت که کی وارد بشه؟ علی و حسن و حسین (صلوات الله علیهم) و الا اگر نون نوسوه تا آخر می‌رفت دیگه شما می توانستید بگید پیامبر و علی و حسن و حسین (صلوات الله علیهم) وارد میشن یا نمی تونستید؟

پس این آیه غیره الضمیر لا لاخراج النساء. بل لادخال الرجال. پس چطور میگید نساء خارجه؟ از کجا میگید؟ میگید روایت. پس … میگه ببینید بحث قرآنی نکنید با ما. بگید روایت میگوید جمع تحت الکساء. پس دلیلتون روائیه یا قرآنی؟ پ نگویید آیه از قران داریم.

اگر کفتید ضمیر مذکر سالم یخرج النساء نه یعنی تخرج فاطمه. شما بین محذورین. یا آن را قبول کنید که نساء النبی هم شامل میشه. یا این که این را بگید پس بی بی زهرا سیده النساء خارج بشه.

الجواب اگر تقلید باشد پس نمی تونی اخراجشون کنی. شما می خواهید کاری کنید که این مقطع از ایه را بگید النساء را خارج کنید. این را برای ما راه پیدا کنید. آقایون اومدن گفتن عنکم… جوابش این نیست. پس ما جواب دیگری می خواهیم. ما این اشکال را مطرح کردیم…. نمی دونم دست اهل تسنن اهل شیعه افتاد… گفتند به به ببینید آقای حیدری اشکال میکنه به آیه تطهیر!!

نوارش هست. کاملا مفصل بحث کردیم. آن وقت آن ها آمدند چکار کردند؟ گفتند شما از مبانی تون تفسیر قران به قرآنه. مگه این مبانی ما نیست؟ خب اگر خود قرآن گفته اهل البیت کی ان… شما حق دارید دست بردارید یا حق ندارید؟

از قرآن باید سؤال کرد. کی وقت روایت میرسه؟ که اگر قران متعرض نشده. خوب ما سؤال میکنیم. این آیه را بخوانید آقا… فَلَمَّا رَأَىٰ أَیْدِیَهُمْ لَا تَصِلُ إِلَیْهِ نَکِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِیفَهً  قَالُوا لَا تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَىٰ قَوْمِ لُوطٍ  وَامْرَأَتُهُ قَائِمَهٌ فَضَحِکَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِن وَرَاءِ إِسْحَاقَ یَعْقُوبَ قَالَتْ یَا وَیْلَتَىٰ أَأَلِدُ وَأَنَا عَجُوزٌ وَهَٰذَا بَعْلِی شَیْخًا  إِنَّ هَٰذَا لَشَیْءٌ عَجِیبٌ. قَالُوا أَتَعْجَبِینَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ…

خطاب به کیه؟ همسر ابراهیم… فرقی نمیکنه ساره یا هاجر… رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَکَاتُهُ عَلَیْکُمْ أَهْلَ الْبَیْتِ ۚ إِنَّهُ حَمِیدٌ مَّجِیدٌ. پس اهل البیت در چی استعمال شده؟ همسر ابراهیم.

چرا اونجا انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس را شما میخواهید بگویید همسر شامل نیست؟ قران اهل البیت را در چی استعمال کرده؟ پس شما قرینه ی قرآنی دارید که عنوان اهل بیت مال کیه؟

پس اگر می خواهید صرفش کنید از النساء… باید دلیل داشته باشید… یا از قران یا از روایت. درسته؟ قران داره؟ پس باید کجا برید…؟

پس بحث شما در اهل البیت(ع) روایی شد یا قرآنی؟ روایی. پس نگویید آقا ما از قران می توانیم ثابت کنیم.

بنده این جا گه گفتم در اصول فهم قران. آیا اگر ظهور قرانی داشته باشیم و یک ظهور روایی آمد اقوی از ظهور قرانی … کدوم مقدمه؟ این یک مبنا است. در تفسیر مبنای شما چیست؟

اگر بگویید نه آقا ظهور قرانی مقدمه بر ظهور روایی و ان کان ظهر روایی اقوی. چرا؟ چون سند چیه؟ قطعیه. زیاد النقیصه شده یا نشده؟ نشده. نقل به معنا شده یا نشده. پس سه تا امتیاز داره… با این که ظهورش چیه؟ اضعف است و لیکن این سه امتیاز میگه چی؟ مقدم میشه بر ظهور روایت.

شما باید این را درست کنید. در کجا؟ در علم اصول تفسیر. نه علم اصول فقه. در علم اصول تفسیر که بنده به این اسم کتاب هم دارم… دیگه بحث فقهی نیست…

اون جایی که اگر ما آقا یک ظهور روایی داشته باشیم و این ظهور روایی خیلی قوی تر باشه از ظهور قرانی … کدوم مقدمه؟ اگر میگوید ظهور روایی باید مبانی شو درست کنید. نمی تونید این طور ادعا کنید.

حالا حدیث الکساء ظهور در حصر داره. هؤلایی اهل بیتی. این هاست. خاندان من. پس حصر داره. ظهور از ظهور آیات قرانی قوی تره. کدوم مقدمه؟

باید حل کنید قضایا را. این ها را گذاشته بودید تو درس… بحث خارجه… مسائل اعتقادی نشون بدید… مطرح می کردید… این که فتوا نبود که شما بیایید سه دقیقه اش را قطع کنید و بگذارید. گفتیم آقا این ها باید حل بشود. حوزه های علمیه باید این مبانی را حل کند. این اشکالات نبوده الان این اشکالات هست.

دیگه کافی نیست که آقا با تغییر الضمیر مسئله حل میشه. حل نمیشه. برای این بوده که علم الکلام را برگردونیم به مسئله بحث و اجتهاد در حوزه های علمیه که الان بسته است

IMG_3006

شما الان در همین حوزه علمیه بینکم و بین الله چند تا بحث فقه و اصول خارج چقدر دارید تو حوزه؟ صد تایی دارید دیگه. درسته؟

شما برای من به بحث درس خارج نه یک سطح بحث امامت در حوزه پیدا کنید؟ نیست.

ببینید الان در حوزه‌ی قم بنده سوال کردم گفتن آقا الان سطح عالی و خارج در حوزه قم ۱۰۰۰ درس فقه و اصول است، چرا؟ چون واقعا مادر حوزه‌ های علمیه مکتب اهل بیت(ع) است. ۷۰۰۰۰ طلبه توش هست.

شما برید کل حوزه‌ی قم رو بگردید ببینید چند تا درس امامت توش میشه. با اینکه الان دعوای ما با دیگران طهارت و صلاه و صوم است یا امامت است؛ کدام است؟ فصل ممیز کتاب اهل بیت کتاب الصلاه ست یا کتاب الامامت؟ به تعبیر کتاب کافی کتاب الحجه است یا کتاب الطهارت است؟

خب آقا ما نمی گیم طهارت نخونید انقدر طهارت بخونید تا بیس طهارت. من کار به شما ندارم. لکن من میگم کنار بحث طهارت کتاب الحجه را هم بذارید. آقا اصلا نمی‌خواین اصول فلسفی و کلامی بکنید شرح اصول کافی بنویسد. شما چندتا شرح اصول کافی دارید؟ یک صالح… دارید، یک مراه العقول، یک شرح اصول کافی ناقص ملاصدرا. اما ببینید چندتا تالیف بر وثقی و شهدادی داریم. شما وارد کتابخانه تان بشید ببینید کتابهای فقهی چندتاست؟

این استقراء. شما همین پنجاه سال اخیر کل بزرگان مراجع و فقها هرکدومشون از دنیا رفتند یک دوره فقهی پنجاه جلدی، هفتاد جلدی، سی جلدی، بیست جلدی. آقا دو جلد هم قربه الی الله برای ائمه بنویسید. این حرف بدی ست؟ من نمی‌گم فقه را کنار بگذارید.

گفتم آقا والله الان دعوای ما در دنیا نه فقط اعتقادی که فصل ممیزمون خیلی توحید و نبوت نیست، بحث امامت است. فصل ممیز مکتی اهل‌بیت چیست؟ معاد که نیست. همه اعتقاد به معاد دارند، توحید که نیست، همه اعتقاد به توحید دارند؛ حالا هرکی هر توحید رو می‌خواد تفسیر کنه بره تفسیر کنه.

مشکل امامت است. خب شما ببینید چندتا کتاب الان بعد انقلاب اسلامی چندتا بحث در امامت اون هم با روش‌های جدید، با مبانی جدید اجتهادی، همون کاری که شما در فقه و اصول انجام می‌دید نه این‌که حرف‌های این و اون را نقل کنید؛ این به چه درد می‌خوره؟

جواهر نمی‌خواد. میگم الان شما یک المراجعات درست کنید. یک کتاب. دو کتاب. و این راهی نداره الا … شما گمان نکنید شما الان ده ها بلکه صدها استاد فقه و اصول دارید، این به یک شبانه روز ایجاد شده! صدها سال روی حوزه های علمیه کار شده که الان مثلا ده تا مرجع دارید سی تا محقق فقه دارید. پنجاه تا مجتهد دارید.

پس الان اگر ما شروع کنیم تو مسائل کلام و اعتقادات امکان داره بعد از سی سال نتیجه بده. این طور نیست که الان کار کنید و فردا علامه محقق در کلام بشید. کل ادعای بنده این است

ارتباط با ما

یک نظر

  1. بسمه تعالی خداحفظتان کندانشاالله وطول عمربابرکت عنایت فرمایندتاانشاالله بتوانیدفکربکرخوبتان را پیاده کنیدوبراساس نیاز امروزی جهان تشیع نسبت به دفاع از مکتب اهل البیت وامامت وفقه الجعفری اقدام عاجل به کمک تمام برادران همفکرتان بعمل اورید پیش بتازید ای سربازان امام زمان اقاامامزمان پشتیبانتان باشد

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*