در یادداشت گذشته اشاره شد که مبلغان شیرازی‌ها مدعی هستند امام خمینی(ره) هنگام ورود به عراق با واکنش منفی مراجع وقت روبه‌رو شده و فقط سید محمد شیرازی حاضر به استقبال از ایشان شده است. این ادعا با ارائه مستنداتی چند مورد بررسی قرار گرفت.

اما مسئله دیگری که بسیار مورد بحث و مناقشه قرار گرفته، ماجرای اعلام مرجعیت مرحوم سید محمد شیرازی است. مبلغان و طرفداران شیرازی‌ها مخالفت‌های نقل شده از چند تن از مراجع وقت، مانند آیات عظام خوئی(ره) و شاهرودی(ره) را تکذیب می‌نمایند.  در ادامه ضمن ارائه مستندات ابراز مخالفت مراجع طراز اول عراق با مرجعیت سید محمد شیرازی، گزارشی از اقدامات این جریان برای تخریب مراجع مخالف خود نیز ارائه می‌گردد.

****

در هنگام ورود امام خمینی(ره) به عراق، یعنی اوایل دهه ۴۰ شمسی، برجسته‌ترین مراجع تقلید که در عراق اقامت داشتند عبارت بودند از آیت الله العظمی سیدمحسن حکیم(ره)، آیت الله العظمی سیدابوالقاسم خوئی(ره) و آیت الله العظمی سیدمحمود شاهرودی(ره). بر خلاف ادعا جریان شیرازی در این برهه از زمان سید محمد شیرازی به عنوان یک مجتهد صاحب فتوا مطرح نبوده است. از جمله شواهدی که می‌توان مطرح کرد این است که در سال ۱۳۴۸ دولت عراق به مراجع وقت فشار می‌آورد که درمورد برخی موارد اختلافی میان رژیم بعث و رژیم پهلوی، علیه حکومت ایران موضع گرفته و فتوا صادر نمایند. اما تمامی علما از جمله آیات عظام حکیم، خوئی، شاهرودی و حتی امام خمینی به جهت هم‌ردیف نشدن با رژیم عراق از صدور فتوا احتراز می‌کنند. اما در عین حال سید محمد شیرازی به خواسته‌های دولت عراق تن داده و علیه رژیم پهلوی فتوا صادر می‌نماید. چنانکه در گزارش ساواک آمده، :«صدور فتوای سیدمحمد شیرازی در بین مراجع تقلید و روحانیون مقیم نجف از لحاظ پیشقدم شدن او در این مورد با توجه به وجود افراد سرشناسی چون آیت الله حکیم و آیت الله شاهرودی و آیت الله خوئی انعکاس نامطلوبی داشته و عموماً اظهار نظر می‌نمایند که شخص یادشده(سید محمد شیرازی) نبایستی چنین اجازه ای برای صدور فتوی به خود بدهد و اغلب مراجع تقلید و روحانیون مقیم نجف در محافل و مجالس به فتوای سیدمحمد شیرازی اعتراض می نمایند.»

(منبع: سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج۲۰، ص۴۲ )

 

چنانکه مشخص است سیدمحمد شیرازی در زمانیکه نسبت به سایر مراجع تقلید بسیار جوان‌تر بوده، درصدد ورود به جایگاه مرجعیت و افتاء برآمده است. این تلاش بعد از رحلت آیت الله العظمی حکیم(ره) در سال ۱۳۴۹شمسی به شدت افزایش می‌یابد اما در این زمان برخی از علما نسبت به اعلام مرجعیت وی موضع‌گیری می نمایند. آیت الله شیخ یوسف خراسانی حائری(م. ۱۳۹۴ه.ق) که یکی از اساتید سید محمد شیرازی نیز بوده است پس از گذشت چندماه از درگذشت آیت الله حکیم و اعلام مرجعیت سیدشیرازی در پاسخ به سوالی درمورد اجتهاد وی می‌نویسد:

«بسمه تبارک و تعالی

 بله ما جواب دادیم که ایشان قطعا مجتهد نیست و لذا تقلید از وی جایز نمی‎باشد.

 یوسف خراسانی حائری، ۴ رجب ۱۳۹۰ هجری»

 

دو سال پس از صدور این فتوا، استفتاء مشترکی از جانب یکی از اهالی کویت برای آیت الله العظمی خوئی(ره)، آیت الله العظمی شاهرودی(ره) و آیت الله العظمی آل یاسین(ره) ارسال و از آنان درمورد مرجعیت سید محمد شیرازی سوال میشود. متن سوال و پاسخ های داده شده به این شرح است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

 حضرات مراجع عظام نجف اشرف خداوند سایه شما را بر سر اسلام و مسلمین حفظ کند، سلام علیکم و رحمت الله و برکاته. آیا سید محمد فرزند علامه مهدى شیرازى مجتهد مى باشد؟ و آیا تقلید کردن از وى جایز است؟ آیا شما به او اعتماد دارید؟

 از طرف اهالى کویت

 عبدالمحسن یوسف

۱/۱/۱۳۹۲[ه.ق]»

پاسخ آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خوئی(ره):

«بسمه تعالى شانه

 چون شخص مذکور تحصیلاتى در حوزه علمیه نجف اشرف نداشته و از او تحقیقات علمى حوزوى در دست نیست اجتهادش براى ما ثابت نشده است. و علامه حجه الاسلام و المسلمین شیخ یوسف خراسانى حائرى دامت برکاته نظر به عدم اجتهاد وى داده‌اند و ایشان از اوضاع او از ما آگاه‌تر است.

 ٢/محرم الحرام/١٣٩٢هجرى

 ابوالقاسم خویى»

پاسخ آیت الله العظمی سید محمود شاهرودی(ره):

«بسمه تعالى شأنه

 نه نزد ما درس خوانده و نه در حوزه نجف تا به علم و فضلش پى برده باشیم، و اجتهاد او نزد ما با دلیل شرعى محرز نیست.

 محمود الحسینى الشاهرودى

 ٢/محرم الحرام/١٣٩٢»

پاسخ آیت الله العظمی شیخ مرتضی آل یاسین(ره):

«اجتهاد فردی که درمورد او سوال شده است علیرغم تألیفات زیادی که به او منسوب است، نزد من ثابت نیست.»

 

پس از انتشار این نامه‌ها و مطرح شدن نظر مراجع نامبرده درمورد سید محمد شیبرازی، فعالیت های تخریبی شیرازی‌ها علیه آیت الله خوئی و شاهرودی و شیخ یوسف خراسانی آغاز می‌شود.

شهید سیدمحمدباقر صدر(ره) در نامه‌ای که برای شیخ علی کورانی نگاشته در تشریح اقدامات و هتاکی‌های جریان شیرازی علیه علمای اعلام می‌آورد:

«شیرازی‌ها اعصاب خود را از دست داده‌اند و بیانیه‌ای جعلی در نفی سیادت آقاى خویی صادر کردند، سپس بیانیه جعلی دیگری صادر کردند و آقاى شاهرودی را به خرفت‌شدن متهم کردند، سپس بیانیه‌ای به نام حوزه علمیه صادر کردند و اعلام کردند شیخ یوسف خراسانی به جنون رسیده است، در حالیکه او عالم کربلاست و گناهی نکرده جز اینکه به عدم اجتهاد شاگردش سید محمد شیرازی شهادت داده است.

در خاتمه هم کتابچه‌ای صادر کردند که تمام افتراها و دروغ‌ها را درونش گرد آوردند و تمام نیزه‌های خود را به سوی ما انداختند و کسی از علمای نجف از هتکشان سالم نماند، خصوصا آقاى حکیم و آقاى خویى

(تصویر این نامه در وبسایت علامه کورانی نیز موجود است: http://www.alameli.net/portfolio_category/letters/page/2)

 

با شکل گیری جوّ روانی مخالف جریان شیرازی در عراق، سیدمحمد شیرازی تصمیم می‌گیرد به جهت گستره مقلدینی که در کویت دارد، در آن کشور اقامت کند. البته ناگفته نماند که فشارهای رژیم بعث عراق نیز در شکل گیری این تصمیم بی‌تأثیر نبوده است.

 

با گذشت مدت کوتاهی از اقامت سید محمد شیرازی در کویت، انتشار استفتاء دیگری از محضر آیت الله العظمی خوئی(ره) فضا را بیش از پیش علیه سیدشیرازی ملتهب می‌کند:

«سید علامه ابوالقاسم خوئى حفظکم الله

در زمان مرحوم علامه سید محسن حکیم در کویت ساختمانى ساختم و آن را جزو سهم امام احتساب کرده‌ام و در آمد آن را صرف مدرسه پسرانه و دخترانه «جعفریه» مى‌کنم. و در کویت سید محمد پسر مرحوم علامه مهدى شیرازى به من مراجعه نموده و خواستار مشارکت اینجانب در ساخت یا خرید منزلى جهت الحاق به مدرسه دینى شده است. و بنا براین امر خواستار نظر شما در این مورد هستم آیا اجازه دارم که با دادن مبلغى از درآمد ساختمان در این کار مشارکت نمایم؟

لذا و بخاطر اهمیت مساله این سوال کتبى را خدمتتان عرضه کرده و التماس جواب از حضرت عالى دارم. از خداوند آرزوى سربلندى خود و شما را در آنچه موجب خیر براى همگان داشته باشد را دارم.والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

 منت بفرمایید و احترامات خالصانه ما را بپذیرید.

 منصور حسین قبازرد»

متن جواب:

«باسمه تعالى شأنه

 نمى توانیم چنین اجازه‌اى براى این کار بدهیم، همانا امر سید محمد شیرازى مذکور مشکوک است، و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

 ٢/صفر المظفر/١٣٩٢ ه

 ابوالقاسم خوئى»

 

به موازات حملات شیرازی‌ها به برخی از مراجع عظام خصوصاً آیت الله خوئی(ره)، رابطه سید محمد شیرازی با امام خمینی(ره) و انقلابیون نیز به سردی می‌گراید. او که مراسم استقبال بسیار گرمی از امام خمینی(ره) صورت داده بود و برادرش سیدمجتبی (که هتاکی‌ها و فحاشی‌های او علیه علما مشهور است) نیز در آن جلسه شعری با عنوان «الخمینی العظیم رائد الشعب الکریم» در ستایش امام خوانده بود[۱]، اکنون علاوه بر عدم همراهی با فعالیت‌های مبارزاتی طلاب، آنان را به کناره‌گیری از این حرکت توصیه می نمایند.

آیت الله سیدعباس خاتم یزدی(ره) در کتاب خاطرات خود در این خصوص می‌نویسد:

«با این که در بدو ورود امام به عراق و به ویژه شهر کربلا آقای شیرازی استقبال شایانی از ایشان کرد و رابطه خوب و گرمی بین‌شان پدید آمد، منتهی بعداً این ارتباط به سردی گرایید و در سفرهای بعدی حضرت امام به کربلا، توجهی از سوی آقای شیرازی نشان داده نمی‌شد و یا وقتی ایشان به نجف می‌آمد به ملاقات حضرت امام نمی‌رفت. به هر حال این وضعیت به همین صورت تا زمان عزیمت آقای شیرازی به کویت ادامه یافت اما بعد از استقرار ایشان در کویت، دوستان و حامیان ایشان حملاتی را علیه امام ترتیب دادند و شروع به بدگویی و بستن اتهام‌های ناروا علیه ایشان کردند و در این زمینه بعضی از نزدیکان آقای شیرازی به ویژه فالی [باجناق آیت الله شیرازی] با تفسیق و حتی تکفیر حضرت امام کار را به اوج خود رساندند و این ناسزاها از آن زمان و حتی بعد از ورود آقای شیرازی به ایران ادامه یافت.

در زمینه مسائل سیاسی نیز بعضی از دوستان و هواداران حضرت امام مثل آقای محتشمی و آقای فردوسی‌پور که برای سخنرانی و امور دیگر به کویت می‌رفتند، نقل می‌کردند که بیت و بیرونی آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران است و خود ایشان هم به ما توصیه می‌کند که دست از مبارزه علیه شاه برداریم و سخنی بر ضد رژیم نگوییم. آقای مهری که نیز از طرف‌داران سرسخت امام و نماینده ایشان در کویت بود، به جهت آشنایی با کارها و فعالیت‌های سیاسی سیدمحمدشیرازی، وی را تکفیر و حتی ایشان را از شاه بدتر می‌دانست.»[۲]

 

ساواک در دی ماه سال ۱۳۵۶ گزارش کرده است که آیت الله سیدعباس مُهری (نماینده امام در کویت) و شیخ محمدمهدی آصفی از روحانیون کویت خواسته‌اند که «به منظور همدردی با آیات قم و اعتراض به اقدامات دولت ایران از هشتم صفر به مدت ۳ روز از برگزاری نماز جماعت در مساجد مربوطه خودداری نمایند. لکن آیت الله شیرازی مرجع تقلید شیعیان کویت تحت عنوان اینکه در امور سیاسی دخالت ندارد از قبول آن امتناع نموده است.»

 

 

۷ سال پس از اولین استفتاء از مراجع عراق درمورد مرجعیت سیدشیرازی و زمانی که وی در قم سکونت داشته است، مجدداً از محضر آیت الله العظمی خوئی(ره) استفتاء دیگری به عمل می‌آید و ضمن پرسش از صحت فتاوای قبلی ایشان و آیات عظام شاهرودی، آل یاسین و شیخ یوسف حائری خراسانی مبنی بر عدم اجتهاد سید محمد شیرازی، سوال می‌شود که آیا وی از آن زمان تحصیل نکرده و کماکان دارای اجتهاد نمی‌باشد؟

مرحوم خوئی در پاسخ می‌نویسند:

«جوابى که به آن اشاره کرده‌اید و نظر ما و سایر علما صحیح است و همچنان پابرجاست و از موقع سوال اول تا الان هم درس نخوانده که بتواند احتمالا بجایی رسیده باشد. و اگر بخواهیم تنزلا فرض کنیم که مجتهد بشود، نمى‌توان از هر مجتهدى تقلید کرد، چون اعلمیت و عدالت شرط است و در اعلمیت نمى‌توان به غیر اعلم مراجعه نمود.»

٢۵/شوال المکرم/ ١٣٩٩ هجرى [شهریور ۱۳۵۸]

 

******

پی‌نوشت‌ها:

۱٫ خاطره آیت الله سیدعلی حائری از شاگردان امام خمینی(ره): http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=934&articleID=316292

۲٫ خاطرات آیت‌الله خاتم یزدی، چاپ اول، بهار ۱۳۸۱، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صص ۱۷۳-۱۷۴

 

 + مشاهده پوسترها: http://oweis.ir/?p=39754