روش علمی در حوزه علمیه؛ پاسخی به یادداشت حجت الاسلام خادمیان

روش علمی در حوزه علمیه؛ پاسخی به یادداشت حجت الاسلام خادمیان

به گزارش اویس، در ادامه یادداشت های حجج الاسلام خادمیان و فلاحی تبریزی، آقای فلاحی تبریزی پاسخی به یادداشت قبلی حجت الاسلام خادمیان منتشر کردند که به شرح ذیل می باشد

با عرض سلام و تقدیم ارادت

خدمت فاضل محترم جناب حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدحسین خادمیان دام‌عزه

دغدغه این کمترین در نوشته گذشته آن چیزی نبود که شما برداشت کردید.

روش علمی در برخورد با نظر مخالف، در پیشینه حوزه عظیم و سیره علمای اعلام هرگز در رد نظر مخالف و اثبات نظر خود چنین نبود که جنابتان بر آن طی طریق نمودید. آنچه دل همه را به درد آورد گزافه‌گویی‌ها و کج‌فهمی نماینده‌ای از این حوزه بود که باید با دلیل روشن و برهان متقن پاسخ داده می‌شد. در پاسخ علمی احساس را بار نیست؛ این مقام، مقام موعظه حسنه، حکمت روشن و اقامه برهان است.

اگر پاسخ این کلام این بود که کتاب مستدرک در نظر امام راحل مخدوش است، جواب آن چنین است: دیگر علمای اهل فن چنین و چنان از آن کتاب و شخصیت تمجید و تعریف کرده‌اند. چنان‌که عرض شد روایت مذکور تنها در کتاب مستدرک نیامده تا با رد مستدرک! استدلال به این روایت هم مخدوش شود. علاوه بر ارجاعات گذشته خوب است به کتاب‌های فقها نیز مراجعه فرمایید تا توجه آنها به مضمون این روایت که سند صحیحی برای آن ذکر کرده‌اند ملاحظه کنید.

آنچه این کمترین از تمجید علما از کتاب مستدرک ذکر کردم نه آن‌چنان است که فرموده باشید: «معدود». مرحوم آخوند خراسانی، شیخ آقابزرگ طهرانی، شیخ‌الشریعه اصفهانی، میرزا محمدتقی شیرازی بزرگ،‌ آیت‌الله بهجت و به فرموده شیخ‌آقا بزرگ «غیر هؤلاء من الفطاحل»، معدود نیستند. و بر آنها بیفزایید: شیخ عباس قمی در موارد متعددی از کتب شریفش، شهید مطهری، سید محمدحسین طهرانی و… . همان‌ها که در کلام امام راحل معاصران اهل یقظه محدث نوری خوانده شده‌اند. اینها نه به خواب رفتند و نه غقلت ورزیدند که با بیداری تمام به تمجید از کتب محدث نوری پرداختند و با بیداری به رد کتاب مورد نظر امام راحل که فرمود: «حتی وقع ما وقع مما بکت علیه السموات و کادت تتدکدک علی الارض».

اگر مرحوم امام با همین کلام، یک‌سره کتاب مستدرک مرحوم نوری را فاقد اعتبار می‌دانست،‌ این همه ارجاعات ایشان به این کتاب، در نوشته‌هایشان به چه معناست؟! آیا غیر از این است که باید به شیوه علمی روایت مورد نظر را مورد بررسی قرار داد و آن را در سنجه‌های اعتبارسنجی برد؟!

خلاف فرمایش شما که «آنچه محدث نوری در مستدرک جرأت بر نقل پیدا کرده متقدمین با آگاهی کتب خود را منزه از نقل آن کرده‌اند، نه به جهت عدم دسترسی و… فتأمل جیداً» به تأمل جید در این فرمایش شما و به اشارات آیت‌الله بهجت و شیخ عباس قمی رحمهماالله که در توصیف استاد خود فرمود: «محیى ما اندرس من الآثار»، فهمیدم که محدث نوری، نه از روی غفلت و نه از روی بی‌باکی و گستاخی، بلکه برای احیای احادیث فراموش‌شده دست به جمع‌آوری چنین کتابی زد. برخی از علما می‌گفتند که مستدرک نیز نیاز به مستدرک دارد. «ما در این فکریم و آنها را خیالی دیگر است».

آما آنچه درباره درخواستم از سند انتساب این فرمایش به امام بیان فرمودید: مگر نه این است که یک انتساب و روایت از سه حال خارج نیست:

١. یا راوی می‌گوید خود شنیدم (که پذیرفتن قول او بسته به قواعد مربوط به خود است)

٢. یا می‌گوید با این سلسله سند و یا از این کتاب این سخن را منتسب می‌کنم

٣. یا هیچ‌کدام از این راه‌ها؛ که در این صورت قول او مردود است. مگر آنچه این کمترین عرضه داشته بودم غیر از این بود که چنین برآشفتید. آنچه در رد آن نماینده فرموده بودید، فغان از ره‌زنی در عبارت بود، که خود خواسته یا ناخواسته بدان گرفتار شدید.

دغدغه من در آنچه نوشتم، افسوس از راه‌یابی امثال چنین کلامی در مجامع غیرعلمی است؛ علاوه‌براین‌که این مضامین کسر شأن امثال محدث نوری در نظر عوام است، در میان طلاب غیرمحقق نیز آن می‌کند که کرده است. رواج این فرمایشات در عوام که بنده نیز عضوی از آنانم نه علمی است و نه عالمانه!

سراپا توفیق باشید

سعید فلاحی

ارتباط با ما

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*