به گزارش اویس به نقل از پایگاه علمی تحقیقاتی گفتگوی آرام میان شیعه و سنی ، عمادالدین باقی در نوشته‌ای در مجله مهرنامه مطالبی را به قلم آورده است که حاکی از سطح پایین سواد و اطلاعات او در مباحث تاریخ اسلام و … می باشد

باقی در بخشی از نوشته‌ی خویش سخنانی را بیان کرده است که حاکی از اوج جهالت او نسبت به شخصیت ابن تیمیه است. او چنین نوشته است:

“وی از غول‌های اندیشه در جهان اسلام بوده و متفکر و فقیهی است عقل‌گرا”

به راستی آیا عمادالدین باقی که تلاش کرده است از ابن تیمیه سخن بگوید آیا حتی اسامی کتب این شخص را به خوبی می‌داند یا خیر؟

اگر ابن تیمیه شخصیتی عقل‌گرا و منطقی و متفکر بوده چرا بسیاری از فیلسوف‌های اسلامی را تکفیر کرده است؟

جناب عمادالدین باقی اگر کمی کتب ابن تیمیه را مطالعه می‌کردید قطعاً متوجه می شدید که ابن تیمیه از مخالفین سر سخت مباحث عقلی است وی مؤلف کتاب «درء تعارض العقل و النقل» است. ابن تیمیه فلاسفه را خارج از دایره اسلام می‌داند. در جای دیگر او در مورد یکی از تفکرات فلاسفه پیرامون وحدت وجود چنین نوشته است

وَهُوَ قَوْلُ الْمَلَاحِدَهِ أَهْلِ الْوَحْدَهِ کَصَاحِبِ الْفُصُوصِ

مجموع الفتاوی ج۲ص۲۲۴

عماد الدین باقی در بخشی دیگر از نوشته خویش چنین نگاشته است:

“اما برای ائمه شیعه نیز احترام ویژه قائل بوده و مذهب تشیع را نیز همانند سایر مذاهب اهل سنت محترم می شمرده است”

این چه تصویر زشتی است که افرادی مانند باقی و… از روشنفکری ارائه کرده اند؟ این روزها تصور می کنم روشنفکری یعنی بی مطالعه حرف زدن، فقط حرف زدن

جناب باقی کاش کمی در مورد ابن تیمیه مطالعه می کردید و بعد سخن از ارادت او به اهل بیت می زدید

ابن تیمیه شخصیتس که علمای اهل سنت بخاطر توهین او به امیرالمومنین او را منافق دانستند

به دلیل اینکه می گوید علی بن ابیطالب کفار را می کشت تنها برای ریاست نه از سر دلسوزی برای دین و اینکه علی بن ابیطالب دوست دار ریاست بود و…. (ومنهم من ینسبه لقوله فی علی بن ابیطالب إنه قاتل للریاسه لا للدیانه و لقوله إنه کان یحب الریاسه و…..)

*الدررالکامنه ج۱ص۱۵۵ تصحیح دکتر فاضل سالم داراحیاءالتراث العربی*

او در مورد حضرت زهرا (س) نیز چنین نوشته است

حسن سقّاف از دانشمندان معاصر اردنى در کتاب خود «التنبّیه والردّ على معتقد قِدَم العالم والحدّ» مى نویسد :

ابن تیمیّه یحتجّ کثیر من الناس بکلامه ، ویسمّیه بعضهم «شیخ الاسلام» ، وهو ناصبیّ، عدوّ لعلیّ(علیه السلام)، واتّهم فاطمه(علیها السلام) بأنّ فیها شعبه من النفاق.

برخى از مردم به کلام ابن تیمیّه استدلال می‌کنند و به او شیخ الاسلام مى گویند ؛ با این که وى ناصبى و دشمن امیر المؤمنین (علیه السلام) است ، و به ساحت حضرت صدّیقه طاهره جسارت کرده و مى گوید:

در او ـ نستجیر باللّه ـ شعبه اى از نفاق وجود داشت .

التنبیه والردّ ، ص ۷ .

رجوع شود به منهاج السنه ، ج ۴ ، ص ۲۴۵٫

او در مورد شیعیان چنین نوشته است:

ولیس فی الطوائف المنتسبه الی القبله اعظم افتراء الکذب علی الله و تکذیبا بالحق من المنتسبین الی التشیع **منهاج السنه ج۲ص۳۴**

این تنها سه مورد از هتاکی های این شخص به اهل بیت و شیعیان می باشد. اگر جناب باقی دوست دارند که برایشان اسناد دیگر و مستندی را بیان کنیم قطعا از این مسئله استقبال خواهیم کرد

جناب باقی فرق ما با شما این است که ما مستند سخن می گوییم ولی شما تنها حرف میزنید. پس امیدوارم روزی شما هم یاد بگیرید مستند سخن بگویید

جالب اینجاست جناب باقی اصرار داشته که ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب را به عنوان مدعیان وحدت معرفی کند. در بخشی از نوشته خویش چنین نوشته است:

“این تیمیه معتقد به وحدت مذاهب بود و به همین دلیل چون محمدابن عبدالوهاب نیز در پی وحدت مذاهب بود”

این مساله در حالی است که با مطالعه تفکرات ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب متوجه خواهید شد که آنها از اصلی ترین عناصر ضد وحدت بوده اند. تا جایی که به راحتی مخالفین خویش را تکفیر می کرده اند

عالم اهل سنت زاهد کوثری در کتابش “الاشفاق صفحه ۷۲”  ابن تیمیه را عامل نفاق امت اسلام معرفی کرده است:

اگر بگوییم که اسلام در دوران های اخیر به کسی مبتلا نشده که ضررش از ابن تیمیه در تفرقه بین مسلمین بیشتر باشد ، هرگز در این امر مبالغه نکرده ایم . او کسی بود که به آسانی با یهود ونصارا مسامحه داشت ودر باره کتابهای آنها می گوید که تحریف لفظی نشده اند ، به همین دلیل مستشرقان به او توجه کرده اند . او مردی تند مزاج بود که سرسختانه به فرقه های اسلامی حمله می نمود…

ولو قلنا لم یبل الاسلام فی الأدوار الأخیره بمن هو اضّر من ابن تیمیه فی تفریق کلمه المسلمین لَما کنّا مبالغین فی ذلک ، وهو سهل متسامح مع الیهود و النصاری یقول عن کتبهم لم تحرف تحریفاً لفظیاً فاکتسب بذلک إطراء المستشرقین له، شدید غلیظ الحملات علی فرق المسلمین….

عالم دیگر اهل سنت در مورد محمد بن عبدالوهاب چنین گفته است:

عبدالله العلوی الحداد عالم اهل سنت در کتاب خویش که با  عنوان ” مصباح الانام وجلاء الضلام فی رد شبه البدعی النجدی نگاشته است در صفحه۵ ” در مورد اهل سنتی که می‌خواستند به وهابیت و پیروی محمد ابن عبدالوهاب بپیوندند می‌گوید:

هرگاه کسی می‌خواست به دین او (وهابیت) بپیوندد ، به او می‌گفتند که بایستی اقرار کنی که قبلاً کافر بوده‌ای و اقرار کنی که پدرومادت هم در حال کفر مرده‌اند و شهادت بدهی که فلان عالم وفلان عالم هم کافر هستند ،اگر او این اقرار ها را می‌کرد او را به دین خود می‌پذیرفتند و اگر اقرار نمی‌کرد او را می‌کشتند

اذا أراد رجل أن یدخل فی دینه یقول له اشهد علی نفسک انک کنت کافراً واشهد علی والدیک انهما ماتا کافرین واشهد علی العالم الفلانی والفلانی انهم کفار و هکذا فأن شهد بذالک قبله والا فقتله

از مردی که روزی بر حلبی و انجمن حجتیه نقد می نویسد و مدتی بعد از او تمجید می کند. نباید بیش از این انتظار داشت که امروز در اوج مسائل نقد تکفیر از ابن تیمیه حمایت کند

در این نوشته تلاش شده است به صورت مختصر و مفید به بخشی از ادعاهای جناب باقی پاسخ داده شود. ان شاء الله بزودی به سایر ادعاهای عماد الدین باقی پاسخ خواهیم داد