یکی از مناقشات پیرامون جریان شیرازی‌ها، حواشی اعلام مرجعیت رهبر فقید این خاندان، یعنی آیت الله سید محمد شیرازی و همچنین تعامل و همراهی وی با انقلاب اسلامی و به طور خاص امام خمینی(ره) است.

اویس به امید خداوند تلاش می‌نماید در سلسله نوشتارهایی این وقایع را، که به لحاظ زمانی مقارن با دهه ۴۰ شمسی است، مرور نموده و چندمورد از ادعاهای مطرح شده از جانب جریان شیرازی را با ارائه اسناد و مدارک بررسی نماید.

****

اولین مسئله‌ای که مورد بحث قرار می‌گیرد مربوط به ورود امام خمینی(ره) به عراق میشود. چنانکه مشهور است مرحوم سید محمد شیرازی در هنگام عزمیت امام(ره) به کربلا استقبال گرمی از ایشان صورت داده و به صورت‌های مختلف به تایید حرکت انقلابیون پرداخته است.
اما این مسئله دستاویزی برای طرفداران شیرازی‌ها قرارگرفته است به نحوی که مدعی شده‌اند علمای عراق هیچکدام نظر مساعدی نسبت به امام نداشتند و در زمانیکه هیچکس حاضر به پذیرش امام نبود، سید محمد شیرازی در کربلا از ایشان استقبال کرد و این اقدامات او بود که موجب فراگیر شدن تفکرات انقلابی در میان طلاب و مردم شد.
در ادامه با ارائه اسناد مختلف، گزارشی از ورود امام خمینی(ره) به عراق و استقبال علما از ایشان ارائه می‌شود و قضاوت درمورد صحت ادعای فوق به خوانندگان گرامی محوّل می گردد:

 

پس از آنکه رژیم پهلوی تبعیدگاه امام خمینی(ره) را از ترکیه به عراق تغییر داد، ایشان روز سه شنبه ۱۳مهر ۱۳۴۴ با هواپیما عازم بغداد شدند. سپس عازم کاظمین و پس از آن وارد سامرا می‌شوند. پس از دو روز اقامت در سامرا به سمت کربلا حرکت می‌نمایند و در این زمان که خبر ورود امام به عراق به اقصی نقاط عراق و ایران مخابره شده است، تماس‌ها و تلگراف‌ها برای استقبال و عرض تبریک به مناسب ورود امام خمینی(ره) آغاز میشود. ایشان در کربلا مورد استقبال جمع کثیری از طلاب و مردم و خصوصا مرحوم آیت الله سید محمد شیرازی، امام جماعت حرم امام حسین(ع) قرار می‌گیرند.
در گزارش‌های ساواک و خبرهای روزنامه‌ها و جراید عراقی این وقایع درج شده است. همچنین تعدادی از طلاب و علمای نجف در نامه‌هایی که به اقوام خود و یا علمای ایران نگاشته‌اند، به شرح وقایع این ایام پرداخته‌اند که در ادامه مختصراً به فرازهای مهم این مدارک اشاره خواهد شد.

آیت الله العظمی شاهرودی در دیدار با امام خمینی(ره)

 

۱) آیت الله سیدمجتبی رودباری در نامه به آیت الله ضیابری(از علمای رشت) در تشریح ورود امام خمینی(ره) به عراق آورده است:
«بحمدالله و المنه خورشید تابان حق، حضرت آیت الله العظمی الخمینی – روحی فداه – در افق عراق درخشید. معظمّ له به اتفاق آقا مصطفی در حدود ساعت ۱۱ ظهر روز سه شنبه ۱۳ مهرماه وارد بغداد شدند. آقای مصطفی در ساعت ۳ بعدازظهر ورود خود را به وسیله تلفن به منزل حضرت آیت الله خویی اطلاع دادند. نجف در بدو امر نمی توانست اطمینان کامل از این خبر نماید؛ لذا برای صحت و سقم بار دیگر با کاظمین وسیله تلفن، تماس گرفت، ولی دعاگو با آقایان خائفی و میرعبدالعظیمی بلافاصله قبل از وصول خبر قطعی به کاظمین رفتیم … آقای خمینی خدمتشان بودیم. آقایان صدر و عسکری از علمای کاظمین همراه با عده ای از کاظمینی‌ها به دیدن ایشان آمدند و در ساعت ۹ شب حضرت آیت الله خویی با تلفن با معظم له صحبت فرمودند و جویای سلامتی شدند. از همان شب سیلی طلاب و علما از نجف و کربلا و سایر نقاط برای دیدن حضرت آیت الله به کاظمین آمدند…
روز چهارشنبه ۱۴ مهر ماه حضرت آیت الله آقای حکیم و حضرت آقای خویی فرزندان خود را به نمایندگی از طرف خود، به کاظمین فرستادند
بعد از [ظهر] پنجشنبه حضرت آقای خمینی با آقا شیخ نصرالله خلخالی و عده ای از طلاب به سامرا مشرف شدند و دو روز در آنجا بوده و بعد از روز جمعه از سامرا به کربلا آمدند. ایرانیان مقیم کربلا و طلاب، استقبال پرشوری از معظمّ له نمودند، مخصوصاً آقای سید محمد شیرازی، فرزند مرحوم آیت الله شیرازی با مریدها و طلاب به استقبال آقای خمینی آمدند… پس از تشرف به حرم مطهر در جای آقاسید محمد شیرازی نماز جماعت برپا نمودند و بعد از نماز به حرم مطهر حضرت عباس(ع) مشرف شدند و سپس به منزل رفته، یک هفته در کربلا بودند و روز جمعه گذشته وارد نجف شدند. ۷۴ عدد ماشین بزرگ و کوچک تا خان نص(خان شور) به استقبال معظم له رفتند. فرزندان حضرات آقایان، حکیم، شاهرودی و خویی از طرف پدران بزرگوارشان تا خان نص آمدند. مطلعین میگویند چنین استقبالی برای کسی در نجف سابقه ندارد. در حدود غروب جمعه وارد نجف شدند. پس از تشرف به حرم مطهر به منزلی که قبلاً برای معظم له تهیه شده بود، رفتند. حضرات آقایان شاهرودی و خویی همان شب به دیدن حضرت آیت الله رفتند. طلاب و دستجات مردم لاینقطع برای دستبوسی معظم له می آمدند و اشعار زیادی در آن شب و بعد از آن شب در مدح ایشان خوانده شد. شب یکشنبه بعد از نماز، حضرت آیت الله حکیم به دیدن معظم له تشریف آوردند. در ضمن صحبت‌هایی که بین این دو رهبر و شخصیت بزرگ مذهبی رد و بدل شد، از جمله تقاضای اقامه جماعت از طرف حضرت آقای حکیم بود که آقای خمینی اقامه جماعت برپا نمایند و اشتغال داشته باشند که از شب بعد حضرت آقای خمینی در مدرسه مرحوم آیت الله بروجردی اقامه نماز جماعت نمودند.
این بود خلاصه ای از جریان ورود حضرت آیت الله خمینی، امیدوارم خدمات معظم له و فعالیت ایشان آبروی بیشتری به اسلام و مسلمانان و علما و طلاب بدهد و ریشه ظلم را قطع و قمع نمایند. حضرت آیت الله آقای میلانی از مشهد و نیز حضرت آقای آقا نجفی از قم نمایندگانی از طرف خود به نجف فرستادند خدمت حضرت آیت الله خمینی. تلگرافات و نامه های زیادی برای معظم له آمده است…
در خاتمه سلامتی وجود مبارک را از خداوند مسألت می نماید.
سه شنبه ۲۶ج۲ (۲۷مهر ۱۳۴۴)
حاج سیدمجتبی رودباری»

 

 

۲) یکی از روحانیون نجف، که گویا چندان نظر مساعدی هم نسبت به امام خمینی(ره) نداشته است، در نامه ای که به آقای شریعتمداری نگاشته رویدادهای مقارن ورود حضرت امام به عراق را تشریح نموده است:
«روز جمعه گذشته نوزدهم شهر جمادی الثانیه، طرف عصر آقای جدید التحریر [تازه آزاد شده- منظور امام خمینی(ره) است] وارد نجف گردید. روز قبل آن از طرف آقا شیخ نصرالله اعلام گردید که پنجاه عدد ماشین سواری در اختیار محصلین گذارده خواهد شد، هر که برای پیشواز مهیاست می تواند از آنها استفاده کند. دستگاه تمهید پیشواز و مِنهُم آقاموسی اصفهانی نواده مرحوم آقای اصفهانی، سیدنا الاستاذ [آیت الله خوئی(ره)] را نیز مهیا نمودند. ۴دستگاه ماشین سواری نیز ایشان آماده کردند و به همان ترتیب ۲ماشین آقاسیدمحمدکلانتر و چند دستگاه آقای شاهرودی و شیرازی آماده ساختند. عصر روز جمعه در حدود ۸۰ ماشین از ایشان استقبال نمود و عده ماشین‌های کربلا هم به آنها اضافه شد و ما یک عده با این کار مخالفت داشتیم ولی سیدنا الاستاذ [آیت الله خوئی(ره)] از اینجانب و رفقا دعوت نمود که با ماشینهای راجعه به ایشان به استقبال حاضر شویم و اینجانب جمیعاً بین امر سیدنا الاستاذ و نظریه خودم سوار ماشین معینی شده، ولی به مقصد نرسیده مراجعت نمودم[!!] در این پیشواز به غیر از دستگاه آقای حکیم همه دستگاه‌ها نوعاً شرکت داشتند.
شب شنبه سیدنا الاستاذ و آقای شاهرودی از ایشان دیدن نمودند و ما هم نیز به خدمت ایشان رسیدیم و مجلس آن شب و دو شب بعدش پر جمعیت و گرم بود. شب دوم آقای حکیم از ایشان دیدن نمودند، ولی درحدود ۵دقیقه مجلس ایشان خاتمه یافته و عکسهایی که با معیت ایشان از آقای جدید التحریر برداشته شده بود، همه را از عکاسی گرفتند که انتشار پیدا نکند.
روز پنجشنبه ۲۵ ماه سیدنا الاستاذ ایشان را با جمعی قریب به (۳۰) نفر و منهم ابن السید المرعشی آقانجفی و سیدحجازی که به نمایندگی از طرف آقای مرعشی و میلانی برای احوال پرسی مشارالیه به عراق و عتبات عالیات مشرف شده‌اند که اینجانب هم بودم برای ناهار دعوت نمودند. هنوز به طور کلی وضع ایشان روشن نشده است و خود را در نجف موقت میداند.
حرره المخلص
علی الغروى التبریزى»

 

 

۳) مأمورین ساواک در یکی از گزارش‌های خود آورده‌اند:
«در تاریخ ۹/۸/۴۴ آقای شیخ عبدالجلیل جلیلی در حضور آقایان محمد حجتی و شیخ خیرالله حیدری و شیخ علی زنجانی و شیخ حسن موحدی و شیخ محمدرضا اکبری و شیخ اسدالله روحانی اظهار داشته: … موقعی که خمینی به نجف اشرف وارد شده صد و پنجاه ماشین به استقبال ایشان رفته اند و اضافه نموده که آیت الله حکیم در روز دوم ورودشان به نجف به ملاقات مشارالیه رفته و ضمن تشکر و تقدیر از فعالیتها و فداکاریهای وی درخواست نموده که ایشان جهت برگزاری نماز جماعت به مسجد تشریف ببرند و در جواب آقای خمینی میگوید: من در قم هم که بودم، در خانه نماز می خواندم و به مسجد نمی رفتم و چون آیت الله حکیم اصرار نموده اند، نامبرده قبول نموده و همچنین درخواست کرده اند که برای درس طلاب حاضر شود که مورد قبول واقع شده.»
( منبع: امام خمینی(ره) در آینه اسناد ساواک، ج۵، ص۵۲۰)

امام خمینی(ره) در کنار سید محمد شیرازی

 

 

۴) سرکنسولگری شاهنشاهی ایران در کربلا، گزارشی را از وقایع ورود امام خمینی(ره) به کربلا تهیه و به وزارت امورخارجه وقت ارسال کرده است:
« به: وزارت امور خارجه – اداره اول سیاسی
پیرو تلگراف رمز شماره ۱۷۷ راجع به ورود آقای خمینی به کربلای معلی به استحضار می‌رساند:
آقای خمینی روز جمعه ۱۶ مهرماه از کاظمین به اتفاق آقای شیخ نصرالله خلخالی و عده‌ای دیگر از طلاب که ایشان را بدرقه نمودند عازم کربلا شده‌اند. در سی و پنج کیلومتری شهر کربلا قصبه‌ای است به نام مسیب که در آن محل مورد استقبال آقای محمد شیرازی و اهل علم مدرسه هندیه و قریب پانصد نفر از طلاب علوم دینی نجف و کربلا قرار گرفتند. نیم ساعت در حسینیه مسیب به استراحت پرداخته پس از صرف چای و شربت عازم کربلا گردیدند. هنگام ورود به شهر چهل دستگاه اتومبیل به دنبال نامبرده در حرکت بوده و در مدخل شهر و همچنین در پشت صحن حضرت ابوالفضل(ع) و درب صحن حضرت سیدالشهداء (ع) چندین رأس گوسفند از طرف ایرانیان و هواداران و پیروان ایشان ذبح گردید. در ساعت پنج بعدازظهر به اتفاق عده ای از مستقبلین به حرم مطهر سیدالشهداء مشرف و پس از زیارت نماز مغرب و عشا را به طور جماعت برپا داشته عده ای از طلاب و اهالی کربلا در صحن حضرت امام حسین(ع) در محلی که آقای شیرازی نماز میخواند به آقای خمینی اقتداء نمودند.
آقایان علماء از جمله سیدمرتضی طباطبائی، آقای شیخ محمدعلی سیبویه، آقای شیخ محمدرضا اصفهانی، آقای سیدنورالدین میلانی، آقای شیخ محمدشاهرودی، آقای سیدمحمدعلی خیرالدین، آقای شیخ یوسف بیارجمندی و سایر آقایان اهل علم به ملاقات نامبرده رفتند. در شب اول ورود در اقامتگاه نامبرده قریب پانصد نفر اطعام گردیدند و مخارج این مهمانی به طوری که تحقیق شد به وسیله ایرانیان مقیم تامین شده است.»

*

 

*****

در پایان نیز خاطره‌ای از قول حضرت آیت الله العظمی شبیری زنجانی درمورد رابطه آیت‌الله خویی(ره) و امام خمینی(ره) ذکر می‌شود:
«این را از حاج آقای والد شنیدم… وقتی آقای خمینی به عراق تبعید شد، وقتی به کاظمین وارد شد، به آقای خویی تلگراف یا تلفن کرد که من آمده‌ام. مطلبی شنیدم و قطعی و مسلّم است، این‌که در نجف وقتی آقای خویی از آقای خمینی دیدن می‌کند، چند روز بعد ایشان دوباره تصمیم می‌گیرد به دیدن ایشان برود. برخی از نجفی‌ها به آقای خویی اعتراض می‌کنند که شما با این کار نجف را تضعیف می‌کنید. دفعه قبل دیدن کردید و دیدار مجدّد لزومی ندارد. آقای خویی ترتیب اثر نمی‌دهد و دفعات متعدّد به دیدن آقای خمینی می‌رود.
وقتی مرحوم آقا مصطفی از دنیا رفت، نماز ایشان را آقای خویی خواند.
یک وقت آقای خویی به مرحوم آقای آسید احمد فهری، عبایی می‌دهد که به آقای خمینی هدیه بدهد. وقتی آقای فهری عبا را به آقای خمینی تقدیم می‌کند، آقای خمینی می‌فرماید: خیلی خوشوقتم که شما رابطه‌ات را با ایشان حفظ کرده‌اید. و از این جهت آقای خمینی قدردانی می‌کند. همچنین می‌فرماید: اگر فرستنده آقای خویی نبود، من همین عبا را به شما هدیه می‌کردم ولی چون ایشان هدیه داده است، من این را برای خودم نگه می‌دارم. سپس داخل می‌رود یا دستور می‌دهد که از داخل عبایی بیاورند و آن عبا را به آقای فهری اهدا می‌کند.
به نظرم از حسین آقا – فرزند مرحوم آقا مصطفی – شنیدم: اوائلی که آقای خمینی در نجف بود، منزل ایشان خیلی گرم بود و گرما ایشان را خیلی اذیت می‌کرد. آقای خویی تا وارد منزل آقای خمینی شد، نگاهی به اطراف منزل کرد و یک دستور معماری داد که مثلاً فلان جای منزل را خراب و در سرداب، فلان تغییر را ایجاد کنید تا مشکل گرمای هوای منزل حل شود. آنها هم بر طبق دستور آقای خویی عمل کردند و مشکل گرما حل شد. آقای خویی در معماری مسلّط بود.
(منبع: جرعه ای از دریا، ج۳، ص۶۷۲)